اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

200

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

گرديد و خودهاتان را بكشيد ، آن شما را نزد پروردگارتان بهتر است ، پس توبه شما را پذيرفت ، و همو است كه توبه پذير و مهربان است » . مردمى بسيار به پيروى ايشان قيام كردند ، پس مروان ، عبيد الله بن زياد را بر سر ايشان فرستاد و گفت : اگر بر عراق دست يافتى ، امير آن باش . عبيد الله با سليمان بن صرد روبرو شد و با او جنگيد تا او را كشت . و گفته شده : سليمان در دوران مروان كشته نشد بلكه در زمان عبد الملك كشته گشت . چون مروان در بازگشت از مصر به سرزمين صنبره اردن رسيد ، خبر يافت كه حسان بن بحدل با عمرو بن سعيد بيعت كرده است و او را احضار كرد و به او گفت : شنيده‌ام كه با عمرو بن سعيد بيعت كرده اى ؟ حسان انكار كرد و مروان به دو گفت : با عبد الملك بيعت كن . پس براى عبد الملك و پس از او براى عبد العزيز بن مروان بيعت كرد و مروان از صنبره نرفت تا همانجا بمرد . سبب مرگ مروان آن بود كه مادر خالد بن يزيد بن معاويه را بزنى گرفت و روزى خالد بر وى در آمد و مروان به او فحش داد ، روز ديگر هم مانند همان سخنان را به او گفت ، پس خالد خشمناك نزد مادرش رفت و به او شكايت كرد . مادرش گفت : به خدا قسم كه پس از اين ، آب سرد نمىنوشد . آنگاه براى او زهرى را داخل شير كرد و چون مروان در آمد به او خورانيد ، و بعضى ايشان گفته‌اند كه متكايى بر روى او نهاد تا او را كشت ، و كسانى گفته‌اند كه او در دمشق درگذشت و همانجا دفن شد . حكومت مروان نه ماه بود و در ماه رمضان سال در شصت و يك سالگى مرد ، رئيس پليس او يحيى بن قيس غسانى بود ، و حاجب وى ابو سهل اسود . پسرش عبد الملك بر او نماز گزارد و دوازده پسر بجاى گذاشت : عبد الملك ، عبد العزيز ، معاويه ، بشر ، عمر ، ابان ، عبد الله ، عبيد الله ، ايوب ، داود ، عثمان و محمد .